خواجه نصير الدين الطوسي
54
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
مبطل معيّن كنند در طرف محقّان مردى مىافتد كه او بهشتى مىباشد در عالم و عالمى در بهشت ، و در طرف مبطلان مردى مىافتد كه او دوزخى مىباشد در عالم و عالمى در دوزخ ، و تفصيل آنكه بر طاعات و عبادات و حركتى از حركات خير چون نماز و روزه و صدقه و على هذا ( القياس ) شخصىست كه چون خواهند كه به آنها اشاره كنند به او اشاره بايد كرد كه مشار اليه آن خيرات و حسنات باشد و فاعل آن ، و هر هواى هاويه و معصيت و حركات را از حركات شرّ چون دزدى و دروغ و زنا و على هذا القياس شخصىست كه چون خواهند كه به آن اشاره كنند به آن شخص اشاره بايد كرد ، آن مشار اليه آن شرّ و آن سيئات باشد و فاعل آن و نيز هر فكر حقّ و قول صدق و عمل خير را روحانيتىست يعنى فرشتهء كه نفس را در ترقّى استعدادى چنان دهد كه قطع مدارج كمالات و لحوق و وصول بكلّ مبدأ خود بر او آسان شود ، پس اين نفس فرشتهء كريم باشد ، و روحانيات فكرى و قولى و فعلى همه اجزا و آثار اويند ، و آن فرشته به حكم لو جعلناه ملكا لجعلناه رجلا مردى باشد ، و على العكس هر فكر باطل و قول كذب و عمل شرّ را قوّتى باشد از قوّتهاى شياطين كه نفس را به دركهء اسفل السّافلين افگند ، پس اين نفس ديو رجيم باشد و آن قوّتهاى رحمانى همه [ 45 ] اجزا و آثار او ، و اين نفس شيطانى به حكم شياطين الجنّ و الانس هم مردى باشد ، آن يك شخص بهشت و آن يك شخص دوزخ امّا برازخ ميان چيزى كه به چيزى متوجّه شود و دفعة واحدة به آن نرسد هر آئينه وقفه باشد ، آن وقفه را برزخ ميگويند مثلا ميبايد كه حسّ ما وهمى